![]() |
![]() |
|
|
جوکی هندو منش طباخ صومعه ی طور کارمند اپل دگرباش ولز هرچه باش باش در نها عطسه میزنی
گاه قام زین کما ی کم دوام |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط بلوکیان |
|
|
ستاره وشی به بئر دلم صهبای تیز این ایاغ بس نازنین آذری ام گله نفرین به روزمرگی بر فراغ |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط بلوکیان |
|
|
افاقه میکند افاقه میکند افاقه میکند آن دم که افاقه ها افاقه نمیکنند. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط بلوکیان |
|
|
نه خدعه نه خجلت نه زجر نه دو گونی حقارت نفسانی ی ۵۰ کیلویی
من! فقط اینجا زیکا میکشم! زیکا! با ناز تو البت ای نازنازی ی من زیکا نوعی سیگار ارزان قیمت ایرانی |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط بلوکیان |
|
|
ما تا چند روز دیگر... لازانیا می خوریم ماست می خوریم هوا می خوریم زمین می خوریم کتک می خوریم رشوه می خوریم نزول می خوریم غصه می خوریم گل می خوریم چیز می خوریم... لاکن کرمهای
قطعه 338 فقط ما را می خورند تا چند روز دیگر! |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط بلوکیان |
|
|
طعم آب ميدهند چه لبان اين چه قهوه ترك چه پيتزاي مكزيكي و من همه را قورت ميدهم و جيك نمي زنم باشد كه تو چاره گر باشي در انتهاي ليوان روزگاران سيال سرشت
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط بلوکیان |
|
|
برمیگردم به تو نگاه میکنم بعد از اتمام این کابوس مدت دار آن دم که کشان کشان می برندم تا دروازه های سرزمین دوری از تو
به تو نگاه میکنم آخر تو به نگاه های معنی دار حساسی دلت هم هم چنین |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط بلوکیان |
|
|
چقدر عطش
در این احوال به ظاهر خوب
فقط ۲قطره
وجدان آسوده |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط بلوکیان |
|
|
زیر زمینی زیر زمین شلوغ و زشت
نمور رها از تمنای نور ناز نازی
و جیرجیرکی که جیرش گواه گذار گاه
و قرار ملاقات من با فرزانه ای لبانی تر از حکمتهای ژرف پا برهنه در مسیر جاودانگی... |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط بلوکیان |
|
|
درگاه مردادی دم دار گاه غرقه ی آفتاب چقدر محسوس تمنای اقامتت اینجا باران بی هنگام |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط بلوکیان |
|
|
احاطه کرده بود
نقهای نفس شعاع شنیده ها ناشنیده ها و تقریبا همه جا از آنی که حقیقت افتاده به جان آینه ام
کوتاه تر میزند قدام کوتاه خیلی قد آرزویی بلند
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط بلوکیان |
|
|
بارش توامان سکوت
غروبی عمیق کنار مخروبه های خانه ی اجدادی و آدمهایی که کردارشان سایه صفت باقیست |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط بلوکیان |
|
|
در این جا که
همه تمام خواه شده اند بی برو برگرد و از این دست تجاوزات مرا کیفیت چشم تو کافیست |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط بلوکیان |
|
|
در آرزوی انقلاب کپرنیکی
مرا گاز میگیرد حس خود بروزدادن ۲۵ساله ام گنده شده مثل آن دمل که میگیرد جایش را مرگ با طعم عطری مردانه کلنیک هپی اپن یا آزوراای سیلور از آنهایش که قاچاق چی ها برای آنها که سیگار را ترک کرده اند بعد یک پیش آمد احساسی همین های روزمره و گذرا و فراموش ها هم چنان خصمانه بر قرار |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط بلوکیان |
|
|
دراین افتضاح بازار پر آزار
شلوغ پیرامون گاه سرم و از این شلوغی های هسته تهی هجومشان هر دم دم به دم تر می شود توامان و پر این و آن و هر جا که خیلی هست یا شلوغ یا گرم آه از این سر گرمی بی هسته فهم روزگار پیرامون امثال من و با ارفاق یوگی و دوستان
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط بلوکیان |
|
|
و از این مقدار کمی که عمق بگذرد
و گاه اهورایی صفت در آن کرسی همان که نا پیدا و شفاف میکند پلکم به پلکش عشق بازی
ماندگاری غیر قابل درک امثال ما آری مطلق ماندگاری |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط بلوکیان |
|
|
اینجا من اغلب به تو فکر میکنم... |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط بلوکیان |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندها |
|
ماه او |
|
RSS
|